تجربه دینی ادراک خداوند است

ویلیام پ. آلستون

ترجمه مالک حسینی

بسیاری از معتقدان به ادیان مختلف، مدّعی تجربۀ “واقعیت غایی”، “امر متعالی”، “امر الوهی”، و به تعبیر خاص “خداوند” اند، و این تجربه را معنابخش و جهت دهندۀ زندگی خود می دانند. بررسی ادعای این افراد، که در ادیان و آیین های گوناگون معمولاً با عناوینی از قبیل صوفی، عارف، قدیس و جوکی از آنها یاد می شود، موضوع بحث “تجربۀ دینی” است که از مباحث اولیه و مهم فلسفۀ دین به شمار می آید. در بحث تجربۀ دینی، عموماً کوشش می شود با دسته بندی تجربه های گوناگون دینی بر اساس نحوۀ وقوعشان، به تنوع آنها نظم  نسقی داده شود. امّا این کوشش کاملاً قرین توفیق نیست و کثرت و تنوع تجربه های دینی، هم در داخل یک سنت و هم در سنت های مختلف، مانع از آن است که همۀ این تجربه ها در طبقۀ خاص خود جای گیرند. ارزش طبقه بندی تجربه های دینی بیشتر در توجه دادن ما به تنوع زیاد آنهاست؛ موضوع راهگشاتر، “ماهیت تجربۀ دینی” است که هم فی نفسه از موضوعات مهم و اصلی بحث تجربۀ دینی است و هم از آن حیث که در دیگر مسألۀ مهم این بحث: «آیا تجربۀ دینی باورهای دینی را توجیه می کند؟» تأثیر تعیین کننده دارد.

به عنوان «ماهیت تجربۀ دینی چیست؟» سه پاسخ مهم داده اند: 1) تجربۀ دینی احساس یا، به تعبیر درست تر، ترکیبی از احساسات است. پیشگام این رویکرد به ماهیت تجربۀ دینی فردریک شلایر ماخر (1834-1767) است و آرای او بر کسانی چون ردلف اتو و ویلیام جیمز اثر نهاده است.

 

ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *