کانت و فلسفه دین

دکتر صالح حسن زاده

آشنایان با تحولات فکری در غرب مدرن می دانند که انقلاب کپرنیکی کانت در علوم انسانی، جای دین و اخلاق را عوض کرد و به جای اخلاق متکی به دین (روش سنتی) سخن از دین متکی بر اخلاق گفت؛ و این انقلاب، آغاز انسانی شدنِ کل پیکرده فرهنگ در عصر جدید است.

کانت با تأثر از تحولات عصر روشنگری و در قالب زبان متفکران آن عصر، اعلام می کند که: «دین برای زندگی کردن است، نه زندگی برای دین داشتن و دینی که نتواند جوابگوی نیازهای زندگی زمان خود باشد، حق طبیعی آن حذف از صحنه زندگی است.»

به نظر کانت اخلاق و قانونهای اخلاقی است که انسان را به سوی دین می برد، نه عکس آن. از این رو، دین نیازمند اخلاق است، نه اخلاق به دین. وجود خداوند عادل و عالم نیز به اعتبار هدف قانون اخلاقی، باید برای عقل عملی ملحوظ گردد؛ به اعتقاد کانت تحقق مفهوم یا ایده نیکی در جهان، به بشر امکان می دهد که به یک موجود برترِ اخلاقی، توانا و مقدس اذعان کند؛ از این راه دامنه اخلاق تا مفهوم یک قانونگزار اخلاقی مقتدر و بیرون از درون انسان گسترده است. البته این خدای ملحوظ و مفروض عقل عملی و اخلاقی صورت عقلی خداوند و قانونگزار اخلاق است، نه خدای خالق جهان و انسان.

این مقاله به صورت محدود و از برخی جهات نظر دینی کانت را مورد نقد و بررسی قرار می دهد.

 

ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *