گذار از شکاکیت و ضرورت تفسیر متافیزیکی از امر مطلق در فلسفه هگل

مصطفی زالی

سید حمید طالب زاده

هگل در فلسفۀ خویش مکرر از امر مطلق، روح مطلق و ایدۀ مطلق سخن می گوید و از آن به بنیان وحدت هستی و معرفت و مفهوم و واقعیت یاد می کند؛ امّا سؤالی مهم در تفسیر حقیقت این امر شکل می گیرد: آیا مقصود هگل از امر مطلق حقیقتی هستی شناسانه و بنیانی برای تبیین واقعیت عینی است (تفسیر متافیزیکی) یا آنکه اشارات او به امر مطلق، صرفاً تأکید بر اطلاق خودانگیختگی سوژه در مواجهه با جهان خارج است (تفسیر غیر متافیزیکی)؟ این مقاله با بیان نحوۀ تکوین جدایی هستی و معرفت در عصر جدید به روایت هگل و نیز بازخوانی دوگانۀ شیء فی نفسه و آگاهی در فلسفۀ کانتی، نشان می دهد که هر یک از تفاسیر شکل گرفته از فلسفۀ هگل، چه دریافتی از جهت گیری هگل به فلسفۀ کانت دارد. سپس با بررسی دقیق انتقادات هگل به فلسفۀ کانت، نشان داده می شود که امر مطلق برای هگل بنیانی برای تبیین واقعیت عینی است. لذا بدون پذیرش تفسیری هستی شناسانه از امر مطلق، تبیین هگل نافرجام خواهد ماند.

 

ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *