باید به نحوی تاریخی و انضمامی با خودمان مواجه شویم

گفتگو با دکتر سید حمید طالب زاده

 

به نظر من، ما می توانیم علاوه بر روش، به لحاظ محتوا نیز با اندیشه هگل نسبت برقرار کنیم، به این دلیل که خواه ناخواه، در تاریخ غرب وارد شده ایم و مسائلمان جدا از مسائل تاریخ غرب نیست. اکنون تاریخ غرب میدل به تاریخی فراگیر شده است و ما نیز در آن مشارکت داریم. برای مثال، امروزه بحثی داریم با عنوان مهندسی فرهنگی، منظور از آن در ادبیات امروز، فرآیند باز طراحی و اصلاح شئون و نظامات مختلف فرهنگی، اجتماعی سیاسی و اقتصادی کشور و با طراحی یک زمینه مساعد و یکپارچه برای مولفه های مختلف اجتماعی است که ذیل فرهنگ و اجزاء فرهنگ به همدیگر مرتبط شوند. پس کوشش می شود تا مسیری طراحی و افقی بازبینی شود که اضلاع گوناگون اجتماعی در نسبت با آن سازمان یابند. یعنی یک فکر کلان که امور را از افراط و تفریط باز دارد.
هگل نیز به نوعی همین کار را کرده است. او تحت مفهوم “مطلق” فرآیندی عظیم طراحی کرده است که تمام اجزاء و شئون اجتماعی، مانند علم، هنر، سیاست، حقوق، اخلاق و دین در زمینه ای یکپارچه به یکدیگر گره خورده اند، او کوشیده است به کل فکر کند، کلی که هگل آن را مطرح کرده است، چیزی است که بدون فهم آن، فهم مدرنیته امکان پذیر نیست. پس اگر ما می خواهیم حتی «مهندسی فرهنگی» را به درستی محقق سازیم، با نگاه کل اندیشه هگل مناسبتی خواهیم یافت. هگل البته در سایه اندیشه ای فراگیر و مبانی برآمده از وضع تاریخی اروپا مدرنیته را تفسیر کرده است؛ یعنی به واقعیت امور توجه داشته است. ما نیز باید به همین حیث واقعی مسائل توجه داشته باشیم؛ یعنی نگاه به آرمان ها نباید ما را از ملاحظه تاریخی و انضمامی مسائل دور کند.

 

ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *