تأثیر غزل حافظ در دیوان شرقی-غربی گوته

حسن نکوروح

دیوان شرقی غربی را گوته، شاعر آلمانی، در آغاز تحت تأثیر ترجمۀ هامر از غزلیات حافظ نوشت، بعد از دیگر شاعران و نویسندگان ایرانی و شرقی هم تأثیر پذیرفت، به خصوص سعدی، که از او هم تضمین هایی شده و قطعاتی، کوتاه و بلند، به این اثر بزرگ ادبیات آلمان راه یافته است. در حالی که در دیوان همه جا حرف از حافظ است، تنها چند بار به صراحت از سعدی سخن می رود و همین امر سبب شده است که در تحقیقات بیشتر به حافظ بپردازند و کمتر به سعدی، و مهم تر آنکه به تفاوت عمده ای که میان این دو شاعر ایرانی و تأثیرشان در اثر گوته وجود دارد توجه چندانی نشده است. حقیقت آن است که ورود حافظ به حیطه شعر آلمانی به سادگی صورت نگرفته است، که این (به گفته گوته) به سبب زبان و شیوه شاعری او بوده که درک آن را برای خواننده آلمانی بسی مشکل می ساخته مشکلی که درباره سعدی تا بدین حد وجود نداشته است. شاعر بزرگ آلمان برای حل این مشکل به طنز متوسل شده است، که در این دوره شاعری گوته بسیار در آثار او دیده می شود. ولی به این نکته هم در تحقیقات به گونه ای در خور موضوع نپرداخته اند. و از آن مهم تر رابطه ای است که طنز گوته با طنز حافظ دارد. حقیقت آن است که حافظ نیز آنچه از منابع و مراجع خود – به خصوص متون عرفانی – اخذ کرده، از صافی طنز رندانه خود عبور داده، که جز این در فضای این غزلیات به درستی جایی نمی یافتند. این را گوته به درستی دریافته، چنان که در شعری درباره عرفان حافظ آن را به «می ناب» تشبیه کرده است – در برابر «می» در شعر حافظ، که معمولا آن را الهی و عرفانی دانسته اند. اتفاقا «می ناب» در شعر گوته هم اشاره به همین دارد: شرابا طهورا هم الهی و عرفانی است، و هم «پاک» به معنی سره و مبرا از هر چه جز آن. اینجا هم باز جای پای طنز حافظ را می بینیم. این عرفان و بازتاب آن در اثر گوته بیشتر رنگ زمینی و دنیوی به خود می گیرد و این هم با طنز او بی ارتباط نیست، طنزی که روشن و آشکار است، برخلاف طنز حافظ، که می توان آن را طنز پنهان خواند.

 

ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *