دسته: شعر

مشق ایمان عشق سروده هایی از منیژه پورعلی (6) 1) یادت نمی‌آید یادت نمی‌آید ولی من آشیان کوچک دستان سردم را با دست‌های داغ عشقت شعله‌ور کردم ای کاش می‌شد بار دیگر… بار دیگر…. باز به روزهای رفته برگردم!   ای کاش می‌شد باز هم افسانه‌ات باشم از ماجرا لبریز هم خانه‌ام باشی دیوانه‌ات هستم […]

نقدی بر روش های نقد شعر، و تحلیلی از فرآیند ترجمۀ کلام شاعرانه (بخش اول) محسن حسینی آرش ثابتی برای درک یک اثر هنری، به چه الگوهایی نیازمندیم؟چرا وقتی یک نقاشی از هنر مدرن را نگاه می‌کنیم، اولین پرسش‌مان آن‌ است که: یعنی چه؟این«یعنی چه؟» خودش به معنایآن‌ است که توقع مااز ترجمه‌ییک اثر، تولید […]

ترجمۀ شعر، ترویج منظومۀ حکمت ها چرا شعرها باید ترجمه شوند؟ این سؤالی است با پاسخ های بسیار. یکی از پاسخ ها می تواند این باشد که دنیای شعر به مثابه منظومه ای است متعلق به شاعر؛ و مجموعۀ شعرهای هر شاعر، ظهور اندیشه، نگرش و جهان بینی اوست. امّا آیا شاعر قرار است برای […]

گفتگویی پیرامون «ماهیت هنرها»؛ در گروه پل رابطه خلاقیت هنرمند، اثر هنری، و مخاطب پرسش از ماهیت هنر، اثر هنری، هنرمند، مخاطبان و غایت هنرها گستره ای به وسعت تاریخ سی هزار سالۀ هنر دارد؛ و نحله های مختلف فلسفی، و رویکردشان نسبت به هنر. ما در جمع کوچک خود، قصد داریم لحظاتی کوتاه در […]

در رثای ریشه ها   من هم-تبار سنگ سبزم هم-سرشت سبزهای جنگلم به رنگِ بادهای نغمه خوان. به دنبال ریشه هایم می گردم رگه های مرمر رگ-برگهای گل ها در گلدان رگ-برگهای کاج ها چنارها. به دنبال ریشه هایم به شهر خاموشان آمده ام…   م. ب در رثای ریشه ها – سفر سنگ   […]

راه تجدد ایرانی از حافظ می گذرد گفتگوی یاسر میردامادی با داریوش آشوری پاریس؛ تابستان 2016 …در این بافتار یا زیرمتن تاریخی- فرهنگی که بسیار پیچیده است، نمی شود بین چیزها رابطه علت و معلولی ساده برقرار کرد. اما آن چیزی که به تجربه ی شخصی من و دیدگاه ام مربوط می شود این است […]

نفس های شهر خاطره می سازند برای رهگذر   دی ماه سفری چند روزه به زاهدان پیش آمد. برای اولین بار این شهر را می دیدم. عادت دارم به تمام ابعاد شهر و اتمسفر و فضای شهری به عنوان یک کل یکپارچه نگاه کنم. زاهدان برایم تداعی کلمۀ “خاموشی سپید” بود. خاموشی و سکوت. یا […]

از اصل دور گشته و بر اسب مانده ایم سروده هایی از منیژه پورعلی (5) 1) وقتی که مرگ دیده ی راضی به تب شدیم بازیچه ی طلسم سیه کار شب شدیم از اصل دور گشته و بر اسب مانده ایم با این همه تبارِ یلی، بی نسب شدیم نرد فلک به ششدر ایام باختیم […]

ورق بزن که بخوانی کتاب جانم را سروده های منیژه پورعلی (4)   1) به راه عشق تو مردن ز زندگانی به نشان داغ تو بردن ز بی نشانی به بیا ببوسمت ای آخرین گناه بهشت که طعم سیب لبانت ز جاودانی به خدای من شو و با نور خود بسوزانم شرار خاکیت از مهر […]

  شور شیرین شعله ها زد تیشه ی فرهاد کو؟   سروده های منیژه پورعلی (3)   1) دلخسته ایم و لعن به آینده می کنیم یاد گذشته های درخشنده می کنیم مرغ مسیح را به تمسخر گرفته ایم کوریم و عیب کار نگارنده می کنیم شیران پرچمیم که با باد آرزو تقلید حمله های […]