وقتی فلسفه به تمامیت خود می رسد

مصطفی زالی

کتاب تفسیر هیدگر از هگل، متن ویرایش شده پایان نامه مقطع دکتری نویسنده (محمد زارع) است که در دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران دفاع شده است. بنابراین نمی توان آن را یک کتاب مقدماتی جهت آشنایی با اندیشه های هگل و هیدگر محسوب نمود؛ این اثر برای مخاطبی مفید خواهد بود که با آثار هگل و هیدگر و درونمایه اصلی اندیشه های آن ها آشنایی داشته باشد؛ چرا که نتیجه ی یک طرح پژوهشی در مقطه دکتری است. نکته ی مهم دیگر آن است که نویسنده در این اثر می کوشد تا به تصریح خود به عمق فلسفی نسبت میان دو متفکر بزرگ مغرب زمین یعنی هیدگر و هگل راه پیدا کند و در این میان تبیین های جامعه شناسانه و ایدئولوژیک را تبیین هایی باقی مانده در پوسته ی تجدد و تفکر غربی و ناکام از دستیابی به هسته ی آن می داند؛ امّا اهمیت هگل و هیدگر در چیست که نویسنده به منظور فهم تجدد به گزینش این دو دست زده است؟ فلسفه هگل بنابر رأی بسیاری از صاحبنظران از جمله یورگن هابرماس فلسفه ی تجدد است؛ و هیدگر نیز تجدد را می اندیشد ولی به گونه ای دیگر و با مقصد و نگرشی که با هگل تفاوت بنیادی دارد. هگل را می توان بزرگ ترین فیلسوف تجدد محسوب نمود که مدرنیته ی فلسفی با او قوام می یابد و هیدگر را شاید بتوان بزرگترین فیلسوف خلاف آمد تجدد دانست؛ بنابراین درک نسبت میان آن دو می تواند در درک ماهیت مدرنیته راهگشا باشد. اگر هگل تجدد بالفعل و متحقق را اندیشید و بسیاری از نشانه های وضع متجدد را وصف کرد، هیدگر آینده ی آن را نیز اندیشید.

 

 

ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *