اسطوره، ایدئولوژی و روشنفکری ما

گفتگو با یدالله موقن

گفتگو کننده محمدرضا ارشاد

 

سؤال: آقای موقن – تا آنجایی که من می دانم – علاقۀ شما بیشتر به فیزیک و فلسفه بوده است؛ ولی به نظر می رسد که برای رسیدن به ساحت علمی و فلسفی، بحث و بررسی شناخت بینش اسطوره ای را مدنظر قرار داده اید به طوری که کتاب ها و مقاله هایی در این زمینه ترجمه و نگاشته اید. نخست بفرمایید که چرا برای ورود به بحث علم و فلسفه، به ویژه در ایران، به بحث اسطوره پرداخته اید و آیا اصولاً شناخت بینش اسطوره ای برای ضروری است؟

جواب: بنده معتقدم که ظهور دانشمندانی مانند گالیله، کپلر، دکارت و نیوتن و ریاضی شدن شناخت طبیعی یعنی غلبۀ این اندیشه که زبان طبیعت، زبان ریاضی است و برای شناخت طبیعت ناگزیر از به کارگیری ریاضیات هستیم، اعلام پایان متافیزیک بود. در قرن بیستم با پیدایش نظریه های نسبیت خاص و عام اینشتاین و مکانیک کوآنتوم، فرآیند ریاضی شدن طبیعت، سرعت بیشتری گرفت و فیزیک نظری یا فیزیک ریاضی استحکام بیشتری یافت و بااستعدادترین ذهن ها مجذوب تحقیق و تفحص در فیزیک شدند. پیشرفت علوم طبیعی از فیزیک گرفته تا مهندسی ژنتیک نشان داده اند که ادعاهای متافیزیک پوچ و باطل اند؛ و از دست فلسفه برای شناخت جهان به تنهایی کاری ساخته نیست. اکنون هر علمی روش پژوهش خود را خودش معین می کند و برای راهنمایی و ارائه طریق نیازی به فلسفه ندارد. تنها کاری که از دست فلسفه برمی آید این است که از دستاوردهای علمی یک جمع بندی ارائه دهد و مفاهیم علمی را نیز تحلیل کند…

 

ادامه مطلب

  > > > >

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *