
ناکارآمدی فرماليسم در رويکردهای نقد ادبی معاصر
دکتر عطالله کوپال
نقد فرمالیستی مهمترین رویكرد آغاز قرن بیستم است که از مدرنیسم سرچشمه می گرفت. دهه های پایانی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، عصر نفی و انكار گذشته و گسستن از سنتهای ادبی و هنری پیشین بود. مدرنیسم بر آن بود که شالوده های اندیشة کهن را در هم شكند و ضدّ بیافریند. به همین منظور، اندیشمندان آغاز قرن بیستم م یکوشیدند ادب نو و هنر نو خلق کنند. فرمالیسم در هنگامة ضدّ هنر و سرانجام، نوعی ،ضدّ رمان، ضدّ تئاتر، سینما پرآشوب این ضدیتها، پرچم مبارزه با اندیشه های سنتی را در نقد ادبی و هنری برافراشت. آیا امروزه میتوان از فرمالیسم، به منزلة شیوه ای رایج، در نقد ادبی بهره گرفت؟