بخشی از نقد کاسیرر بر کتاب ” هستی و زمان “هایدگر؛ نوشته یدالله موقن

 

این مقاله بخشی از مقدمه نگارنده بر ترجمه از کتاب : “اسطوره دولت” ارنست کاسیرر (تهران، نشر هرمس ، چاپ اول ۱۳۷۷، چاپ دوم ۱۳۸۲، چاپ سوم ۱۳۹۲) است.

کتاب فلسفه ی روشنگری در سال ۱۹۳۲ انتشار یافت یعنی در آستانه ی پیروزی نازیسم. هنگامی که پیشگفتار مولف را بر کتاب فلسفه ی روشنگری می خوانیم این محیط خصمانه را تا حدودی حس می کنیم. کاسیرر می نویسد:
“می باید دوره ای [= عصر روشنگری] را به یاد آورد که استقلال خرد را کشف کرد و با شور و شوق از آن دفاع نمود و استقلال خرد را در همه ی قلمروهای امور عقلی اعلام کرد و به طور استوار برقرار ساخت […]
شعار: “برای دانستن شهامت داشته باش” که کانت آن را شعار روشنگری می نامید، درباره ی رابطه ی تاریخی خود ما با آن دوره نیز صدق می کند […] آن قرنی که برای خرد و علم به عنوان عالی ترین قوای شناخت انسانی، حرمت قایل بود نمی تواند و نمی باید حتی برای ما به دست فراموشی سپرده شود. ما باید شیوه ای بیابیم که نه تنها آن عصر را در شکل ویزه اش ببینیم بلکه باید دوباره آن نیروهای اصیلی را آزاد کنیم که آن عصر را شکل بخشیدند و به پیش راندند.” تاکنون به تفصیل درباره ی نظریه هایی که درباره ی فاشیسم ارایه شده و نیز هم صدایی و هم دستی ارتجاع چپ (مارکسیست ها) با ارتجاع راست (= فاشیست ها و نازی ها) سخن گفته ایم، اکنون جا دارد که به طور اجمالی به معرفی فلسفه فیلسوفی بپردازیم که به قول کاسیرر از جمله فلسفه های است که همه ی امید خود را در داشتن سهمی فعال برای ساختن و بازسازی حیات فرهنگ انسانی از دست داده است. چنین فلسفه ای آرمان های اساسی تئوریک و اخلاقی را انکار می کند. بنابراین می تواند آلت دست رهبران سیاسی شود (اسطوره ی دولت، صفحه ی 467). فلسفه ی جدید آلمانی آن نیروهایی را متزلزل و تضعیف کرد که می توانستند در برابر اسطوره های سیاسی جدید ایستادگی کنند (اسطوره دولت؛ صفحه ی 467).

 

ادامه مطلب > > > >

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *